تبليغاتX
مهر کرمان - نقش زنان در اجتماع
مهر کرمان

معصومه رفیعی پور :ما درجهاني زندگي مي كنيم كه تفكر غالب از ميان متدها و دكترين هاي عقلاني و تجربي بيرون كشيده مي شود. ما با جهاني مواجه ايم كه فرهنگ آن سرشار ازجهت گيري و زاويه نگاه متافيزيكي به دنياست . نسل ما مي بايست از يك سو وام دار فرهنگ و ادب و اصالت ايراني واسلامي گذشته خود باشد و براي حفظ انديشه هائي كه به او هويت مي دهند و شخصيت مي بخشند در صحنه بماند و از سوي ديگر با خيل عظيم مكاتب وتفكرات جهاني اعم از مغرب زمين و مشرق زمين آشنا و مانوس شود تا از رويه ي جهان عقب نماند، كه اگر بماند محكوم به شكست و زوال است. امروزه زنان ما بايد با كليه پديده ها ومسائل بامعرفت وبصيرت بنگرند وسپس برگزينند وخط قرمز هر راه را ازبيراه بدانند. زنان بايد به حق پويندگان راه شناسايي تشخيص باشند كه اميد رهائي به آنهاست. من معتقدم هرچند انسان ايراني و مخصوصا زنان و دختران ما مي بايست از سخت ترين پله ها شروع كنند و شايد بيشترين ضربه ها بر آنها وارد شود، ولي نشان مي دهد كه آنها مي توانند و همين موضوع كافي است،تا همه رابه فكر فرو برد كه چگونه زنان وارد ميدان شده اند و مي خواهند طرح نو دراندازند و مي خواهند بودن خود را و قدرت وحقانيت خود را اثبات كنند. اينك همان موجودي كه ضعيفه و جنس دوم ناميده مي شد به صحنه آمده است و با شهامت اين گونه هنجارهاي پوسيده ي جامعه را مي درد و فرياد مي زند و خود گم شده اش را مي جويد و به جلو حركت مي كند. امروز خوشبختانه زنان و دختران آنقدر به بلوغ و شعور رسيده اند كه با هرعمل و عكس العمل مي كوشند تا از انسانيتي كه از كف داده اند دفاع كنند . زنان ما آمده اند تا عزم خود را براي يك تغيير درسرنوشت خود جزم كنند و با سلاح آگاهي و دانش و ديد و زاويه ي چند بعدي و فراگير حقانيت خود را براي تاثير گذاري دراجتماع به نمايش بگذارند .زنان و دختران هنوز درپي دستيابي به حقوق حقه خود و رسيدن به افق هاي تازه مشكلات فراواني دارند و آنچه مسلم است بايد انديشه برابري انسان ها و درك حقوق زنان ايراني رشد وگسترش يابد و وارد حوزه ي عمومي جامعه گردد و نه تنها زنان بلكه مردان را وادار كنند منصفانه تر بنگرند و ببينند. زنان امروز درطول مبارزه مشترك با مردان براي آزادي و عدالت به اين نتيجه رسيده اند كه بايد خود درصحنه باشند. امروز نسل جديدي از فعالان زنان وارد صحنه شده اند. نسلي كه گرچه سرمايه فرهنگي اش آنچنان عميق وگسترده است كه تاريخ مبارزات كشورش را مي شناسد و با دغدغه ي نسل هاي پيش از خود براي حفظ استقلالی كه با خون دل به دست آورده است آشناست، اما  در جستجوي راه هاي نو براي قدرتمند ساختن اين جنبش بي مهابا و شجاع است . هر كس درحد توان خود با جسارت و دشواري و با درك جايگاه خود بايد نه تنها بر توان جنبش تحول خواهي زنان بيفزايد، بلكه بايد پلي باشد در ارتباط با همه جامعه . اين راه ،راه دشوراي است. بايد به دشواري راهي كه رسالت انجامش را برعهده گرفته ايد آگاه باشيد. آن گاه شما در قلب زنان و مرداني جاي داريد كه به برابري و دنياي بهتر ما می انديشند. بايد دانست در سي سال اخير جامعه ما با تحولات بسياري مواجه گشته است. بارزترين نمود اين تغييرات حضور گسترده دختران دانشجو در دانشگاه هاست. امروزه نگاهي كه بر نابرابري زنان و مردان تاكيد مي كند تا حد زيادي به چالش فراخوانده شده است و حداقل درميان گروه هاي نخبه جامعه حمايت خود را از دست داده و گفتمان برابري خواهي به يك گفتمان مطرح درعرضه افكار عمومي تبديل شده است. بايد اميد داشته باشيم كه قوانين و باورهاي فرهنگي وكليشه هاي ناهنجاري كه به نوعي به تبعيض عليه زنان دامن مي زنند ،تغيير خواهند كرد .ما بايد كار كنيم ،حرف بزنيم و فرهنگ بسازيم. دريا شود آن رود كه پيوسته روان است.


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |