خاطره خاتمی
بعد از چند بار بر هم زدن قرار، مثل همیشه با جارو جنجال صالح رزم حسینی آمد. همان کاریکاتوریستی که حالا کلاسش مثلا رفته بالا و فقط برای جشنواره های خارجی کار می کنه. هر بار می گفت حسش نیست! حالا هم داره خودشو آماده می کنه تا به بلژیک بره!!! می گن به خاطر کاریکاتور" انرژی" (به قول خودش انرژی خالی بدون هسته) که به کشور برزیل فرستاده ، دعوت شده، آمادگی اش برای اعزام هم بیشتر از نوع تیپ ولباس و مدل موهاشه! وقتی می پرسیم؛ چی کشیدی که خوششون اومده؟ جواب میده نمی تونم توضیح بدم و می خنده! البته نمی داند. میگه کارم مقام نگرفته. همین که برای کاریکاتور ارزش قائل بودن و مرا به مراسم افتتاحیه نمایشگاه شون دعوت کردن برام مهمه ، در ضمن صالح رزم حسینی پاسپورت نداره! وقتی می پرسیم چرا دیگه واسه مطبوعات کار نمی کنی؟ میگه مطبوعات با ما خوب تا نمی کنن. بحث خوب پول دادن نیست !!! ( مهر کرمان: چند صد تایی علامت تعجب هم شما جلو این حرفش بذارین ) بحث ارزش گذاری است. البته نشریه مهر در دو شماره اخیر خود نشان داده برای عکس ارزش قائله و این یعنی بچه های نشریه از در با هنرمندان وارد شدن. یادمون هم نره که جوجه را آخر پائیز می شمارند و معلوم نیست این روند تا کی ادامه داره. (مهر کرمان: بترکه الهی چشم حسود!) مطبوعات کرمان خوب شروع می کنن ولی در ادامه راه بنزین تموم می کنن و بنزین هم که الان سهمیه بندی شده. دیگه از کار با مطبوعات زده شدم. ولی قبلا همزمان با نشریه کار می کردم، وقتی نشریاتی چون شرق و ایران به خاطر چاپ یه کاریکاتور توقیف می شن، یعنی کاریکاتوریست تا این حد می تواند تاثیر گذار باشد. ولی مطبوعات محلی وابسته به آگهی های دولتی هستن و هیچ وقت کاریکاتور چاپ نمی کنن ، وگرنه ....(وقتی میخوام ازش عکس بگیرم کلی ژست می گیره خیلی وارده! چون مسئول واحد سمعی و بصری باشگاه صنعت مسه) . رزم حسینی آموزش هم داده. معتقده استعداد در کرمان زیاده و مسئولان هم این موضوع را می دونن، اما جوونای این زمونه می خوان یک شبه ره صد ساله برن. فکر می کنن هنر مثل اینترنت با یک دکمه پیدا می شه! ولی این طوری نیست ،من بعد از 16 سال کار کردن به جایی رسیدم که در مسابقات خارجی شرکت می کنم. خیلی ها میخوان بدونن چند وقته کاریکاتوریست می شن؟ اونا فقط میخوان اسم درکنن. مگه علی دایی یک شبه فوتبالیست شده ؟ اما مسئولین با این قضیه چه طوری کنار می آن؟ رزم حسینی میگه مسولان قبلا جسارت می کردن، الان نمی دونم چون با اونا کار نکردم . قبلا در نشریه قینوس با مسئولان دولت سابق سروکار داشتم، چون درجه انتقادپذیری اونا بالا بود وهنوز طرح ها را در ذهن خود دارن، اما الان آستانه تحمل ها کم شده .(مهر کرمان: از صالح خواستیم وارد جزییات نشه، این کاریکاتوریست ها فقط بلدن تخته کنن! ما هم که اومدیم جشن 50 سالگی مونو بگیریم.پس رفتیم سراغ موضوعی که حواسشو پرت کنیم). ازش می پرسم با باخت سرخانه مس اگه بخوای کاریکاتور تیم را بکشی چی...؟ زیر چشمی نگاهی می کنه و میگه می خوای مارو از نون خوردن بندازی!!! البته عکاس باشگاه مس هنوز امیدواره . کاریکاتور مدیر عامل مس هنوز در دفتر باشگاهه . محمد صالح میگه 10 سال با نیک نفس کار می کنم .شرکت ملی صنایع مس ،موسسه مفرغ و باشگاه . الان هم با حمایت حاجی مسئولیت واحد سمعی و بصری را به عهده گرفتم،چرا که باشگاه با این همه پتانسیل های ورزشی به این واحد نیاز داشت تا عکس ها و فیلم هایش را آرشیو کنید .رزم حسینی معتقد است کار کردن با نیک نفس که علاوه بر ورزشی بودن یک چهره فرهنگی است، خیلی راحته . کمتر آدم فوتبالی پیدا می شه که رئوف هم باشه. با آن مسئولیت و مدیریت از لحاظ اندیشه و ارتباطات اجتماعی شخصیتی بزرگه. به همین دلیل انتقاداتی که اخیرا به او شد یکدست وحساب شده نبود، نیک نفس برای مردم کرمان مورد اعتماده .وقتی می پرسم چه وقتایی حس هنریت فوران می کند می گه نمی تونم بگم (و می خنده ) ادامه می ده : میگن طنز پردازا عفت کلام را رعایت نمی کنن اما درست نیست، اونا فقط حاضر جوابن وچون همه مسائل را از دریچه طنز می بینن ، اون قدر باید تیز باشن که سریع مطلبو بگیرن و سریع یه طرح بکشن . اینکه صالح رزم حسینی دوبار عاشق شده غیر طبیعی نیست .( زی زی هم نیست و اسم همسرش را هم که می آری تنش نمی لرزه ) میگه : قبل از خدمت عاشق یکی ازشاگردام شدم ، یه نوع دوست داشتن خالصانه (البته دماغش تو این لحظه داشت یه جورایی می شد،که آدم یاده پینوکیو می افتاد) در 20 سالگی هم موضوع کاریکاتوراش قلب و کمان بوده (و لابد چند قطره خون ) دوسال بعد هم دوباره عاشق شده، عاشق دختر همسایه شون و ازدواج کرده و حاصل این عشق کوروش 2 ساله ،5 ماه ،24کیلوییه .داستان عشقی ابو کوروش را در وبلاگش بخونین. آخرین نمایشگاه انفرادی رزم حسینی در نگارخانه شاهرخی به قول خودش چیز خاصی نداشت ،نه مسئولی آمده بود و نه همکاری در حالی که قبلا استاندار سابق ، مدیر کل سابق ارشاد آمده بودنو هنوز این ارتباط وجود داره. از مطبوعاتی ها هم خیلی ها نیومده بودن شاید دنبال آگهی بودن!! ( مهر کرمان :باز هم بترکه ...)اما چندوقت پیش خانه جوان مراسم تجلیل از نخبگان را برگزار کرد، اسم صالح رزم حسینی نبود، شاید هم نخبه نبوده ! خودش میگه خواب بوده و سه روز بعد وقتی شنیده که مراسمی برگزار شده ،فکر کرده که دیگران از اون خوش تیپ تر بودن که دعوت شدن اما او معتقده که الان هم خیلی خوش تیپه!! (دفاع صالح ازحاشیه هم یه کم اون ور طره ) نتیجه گیری : صالح رزم حسینی کاریکاتوریست جوان استان که تندیس جشنواره سلام برنصر ا... ،لوح تقدیر جشنواره قلم سوریه ، تندیس کشور یونان ، کوزوو و لوح تقدیراز رومانی را کسب کرده در فکر ترک وطنه! ( آدم یاده تراژدی فرار مغزها می افته)میگه دوست دارم برم تا پیشرفت کنم .واقعا به اینجا که رسیدم، احساس بدی بهم دست داد که چرا اینها می خوان برن؟ بعد از این گفتگو وقتی خودمونی باهاش گپ زدم و علتش رو پرسیدم و قانع شدم که حقشه اگه میخواد بره ، بیشتر دلم گرفت. براش آرزوی موفقیت دارم.