محمد لطیف کار
كرمان درطول تاريخ همواره در توليد و صادرات حرفي براي گفتن داشته است.آثار تمدني كشف شده از تپه يحیي ، تل ابليس، خنامان، شهداد و جيرفت گواه روشني بر اين مدعاست. از نمونه هاي گوناگون صادرات كه بگذريم،كرمان درصنعت نساجي و بافندگي تا چند دهه پيش نام آور بوده است. قديمي ترين سند درمورد توسعه ي ریسندگي در اين ديار مربوط به شاهنامه فردوسي درنقل روايت « هفتواد و سرگذشت كرم» است. دختر هفتواد ضمن خوردن سيبي،كرمي پيدا مي كند كه پايه گذار ثروت عظيم ابريشم درشهر مي شود. فارغ از روايت افسانه اي اين اتفاق ، درنزديكي شهداد، از بقاياي پارچه هايی كه بر روي خاك نقش بسته، مي توان به طرز بافت و ضخامت بافته هاي آن دوره ي كهن پي برد. هزاران سال بعد، شاه عباس صفوي كه توجه ويژه اي به تجارت ابريشم و منسوجات ابريشمي داشت دستور داد تا مدل كارگاه هاي نساجي يزد وكرمان را در اصفهان داير كنند. سرپرسي سايكس درخاطرات خود مي نويسد: شال كرمان از طرف حكام به عنوان خلعت براي اشخاص فرستاده مي شود. وزيري نيز درهمين حدود اشاره مي كند: شال كرمان را به همه ي ايران، ماورالنهر ،روم ، عربستان و تركستان مي برند. تقريبا دوازده هزار كارخانه ي شالبافي وجود دارد كه درهر كدام دو نفرمشغول هستند . آنچه شال در مشهد مقدس هم بافته مي شود استاد آن كرماني است وتار و پودش را از كرمان مي برند. همچنين سر جان ملكم انگليسي دراوايل قرن 19 با اشاره به اين كه پشم كرمان در اروپا خواهان زيادي دارد از توليد پتوي پشمي ضخيم و بادوامي دركرمان تعريف مي كند كه آب درآن نفوذ نمي كند. وي در گزارش خود مي افزايد : من در تمام سفرهايم به مدت هشت سال درچادر و بيابان و كوهستان و به مدت ده سال نيز در اروپا از آن به عنوان فرش استفاده كردم. اماگزارش "كنت ژولين دو روشو شوار" فرانسوي به زندگي مردم كرمان كه در پس اين تجارت با عسرت می گذشته يافته ی عبرت آموزي را بيان مي كند .وی ضمن اشاره به اين كه دركرمان هزار دستگاه شالبافي كارميكند با تمجيد از پتو و برک كرمان تاكيد مي كند،كرمان براي تجارت وضع خوبي دارد. مواد اوليه دراينجا كم نيست وبي آن كه خطر افزايش قيمت باشد هر اندازه بخواهند مي توانند توليد كنند. اين عضو سفارت فرانسه مي افزايد: روي هم رفته دركرمان، هرسال چهل هزار شال صادر مي كنند كه لااقل 800 هزار فرانك ارزش دارد. صادرات برک و پتو هم به 5/2 ميليون فرانك مي رسد و اگر ارزش ديگركالاهاي صادراتي را 1600 هزار فرانك بدانيم هرسال حدود 5 ميليون فرانك وارد كرمان مي شود. نكته عبرت آموز گزارش شوار ترسيم وضعيت مردماني است كه چنين صادراتي دارند؛ اما بنا به گفته وي« هنوز يك نفر، نمي گويم ثروتمند بلكه مرفه الحال هم درشهر يافت نمي شود و درتمام بازار بيش از 20 هزار فرانك امتعه ي خارجي به چشم نمي خورد. سه چهارم دكاكين تهي يا بسته است ومي توان دركوچه ها گردش كرد بي آن كه باكسي روبه رو شد.» ايضاً حاج سياح محلاتي نامكامي هاي مردم اين دورن را درخاطرات خود به خوبي بر ملا كرده است، كه جهت پرهيز از اطاله كلام از بازگو كردن آن خودداري مي كنيم . در واقع ، اشاره ي پاياني گزارش شوار ، شاه بيت اين غزل و مقصود اين ياداشت است. چرا كه نشانگر آن است كه اين همه توليد و صادرات دراثر بي عدالتي و بي كفايتي در اداره ي شهر به راحتي از كف مردم ربوده شده ، و كرمان را با بن بست توسعه و اضمحلال اقتصادي مواجه كرده است.به راستي ازآن چهل هزار شال براي نسل امروز كدام يادگار مانده است و دركدام موزه بايد رد آن ها بزنيم؟ اين رويداد درس گردان تاريخ است تا ما آن را ارزان نفروشيم . كرمان هنوز هم درصادرات حرف اول را ميزند. پسته ،مس، خرما،فرش،مركبات،صيفي جات وبسياري اقلام معدني و كشاورزي ازجمله مزيت هاي اقتصاد صادراتي اين ديار است. اين ويژگي استان ما را در رتبه ي اول صادرات غير نفتي قرار داده است؛ اين درحالي است كه كرمان ، هنوز هم در روند دستيابي به توسعه با مشكلات جدي مواجه است. به راستي ارزش افزوده ي ناشي از اين حجم عظيم توليدات امروز به كجا مي رود كه هنوز جنوب استان با توسعه فاصله ي زيادي دارد. حتي بخش هايي از مركز و شمال استان با كمك هاي كميته ي امداد و بهزيستي سر پامانده اند .آيا ادامه ي اين وضعيت هشدار دهنده نيست؟ كسب عنوان قهرماني در صادرات زماني ارزشمند و افتخارآميز است كه نويد بخش باز توليد يك اقتصاد شكوفا باشد، درغير اين صورت آيا نبايد نگران از دست دادن ثروت و ذخاير مادي ومعنوي جامعه بود؟ اگر امروز درحسرت ابريشم،پشم،پنبه،و شال كرمان خاطره مرور مي كنيم بعيد نيست درسال هاي نه چندان دور آينده درحسرت مس سرچشمه و درختان پسته امروز بسوزيم؟ و ازآن همه نعمت درآينده چيزي جز بيابان هاي طوفان خيز و حسرت آمارهاي شگفت انگيز امروز برجاي نماند! اگر بامداد امروز ادامه ي ديروز وفردا ادامه ي امروز است از تاريخ درس بياموزيم .